بیوگرافی قاسم جبلی

 

 

قاسم جـِبـِلّی از خوانندگان موسیقی ایران بود. وی از نخستین کسانی بود که سبک عربی را در موسیقی عامیانه ایران رواج داد. صدای او در آغاز از رادیوی نیروی هوایی پخش می‌شد.

وی از خوانندگان لاله‌زاری به شمار می‌آمد

 

 


آلبوم فوق العاده زیبا و شنیدنی قاسم جبلی به نام بی قرار

دانلود كنيد 

 

01 Bigharar

02 Chera Nanalam

03 Ashke Man

04 Delam Cheshmeye Khoone

05 Bar Mazar Maryam

06 Bahare Bi Samar

07 Aziztarin Kas

08 Darmandegi

09 Dast Hanaie

10 Bi Khabar Az Man

 

 

آلبوم فوق العاده زیبا و شنیدنی قاسم جبلی به نام فریبا

 

 

Eshghe Bi Ria

Ey Ke Dastet Mirese

Fariba

Ghased

Maryam

Morghe Havas

Nemikham

On Ke Rafteh

Shamo Parvane

 

آلبوم فوق العاده زیبا و شنیدنی قاسم جبلی به نام شانه

 

 

Track 01

Track 02

Track 03

Track 04

Track 05

Track 06

Track 07

Track 08

Track 09

Track 10

Track 11

Track 12

 

آلبوم فوق العاده زیبا و شنیدنی قاسم جبلی به نام لک لک ها

 

 

Track 01

Track 02

Track 03

Track 04

Track 05

Track 06

Track 07

Track 08

Track 09

Track 10

Track 11

 


بیوگرافی مرتضی عقیلی

 

 

مرتضي عقيلي متولد 1320 تهران است. وي فعاليت هنري را سال 1341 با بازي در نمايش هاي گروه تئاتر شاهين سركيسيان آغاز كرد. او سينماي حرقه اي را سال 1350 با بازي در فيلم «كاكو» به كارگرداني شاپور قريب تجربه كرد

 

بازيگر  : (۵۹)مورد
(۱۳۵۰)

۱ -  پرستش (۱۳۵۷)
۲ -  قدغن (۱۳۵۷)
۳ -  جاي امن (۱۳۵۶)
۴ -  در شهر خبري نيست (۱۳۵۶)
۵ -  سلام تهران (۱۳۵۶)
۶ -  شب آفتابي (۱۳۵۶)
۷ -  شب زخمي (۱۳۵۶)
۸ -  كوسه جنوب (۱۳۵۶)
۹ -  گل هاي كاغذي (۱۳۵۶)
۱۰ -  بي گناه (۱۳۵۵)
۱۱ -  بيدار در شهر (۱۳۵۵)
۱۲ -  پاداش يك مرد (۱۳۵۵)
۱۳ -  پاكباخته (۱۳۵۵)
۱۴ -  پشمالو (۱۳۵۵)
۱۵ -  جايزه (۱۳۵۵)
۱۶ -  سياه بخت (۱۳۵۵)
۱۷ -  شهر شراب (۱۳۵۵)
۱۸ -  پاشنه طلا (۱۳۵۴)
۱۹ -  خداحافظ كوچولو (۱۳۵۴)
۲۰ -  شرف (۱۳۵۴)
۲۱ -  فاصله (۱۳۵۴)
۲۲ -  مرد شرقي و زن فرنگي (۱۳۵۴)
۲۳ -  هم خون (۱۳۵۴)
۲۴ -  هوس (۱۳۵۴)
۲۵ -  آقا مهدي وارد مي شود (۱۳۵۳)
۲۶ -  اوستا كريم نوكرتيم (۱۳۵۳)
۲۷ -  تهمت (۱۳۵۳)
۲۸ -  دكتر و رقاصه (۱۳۵۳)
۲۹ -  زير پوست شب (۱۳۵۳)
۳۰ -  سلام بر عشق (۱۳۵۳)
۳۱ -  قفس (۱۳۵۳)
۳۲ -  گروگان (۱۳۵۳)
۳۳ -  مسافر (۱۳۵۳)
۳۴ -  موسرخه (۱۳۵۳)
۳۵ -  ناجورها (۱۳۵۳)
۳۶ -  هرجايي (۱۳۵۳)
۳۷ -  آقاي جاهل (۱۳۵۲)
۳۸ -  پاپوش (۱۳۵۲)
۳۹ -  تعقيب تا جهنم (۱۳۵۲)
۴۰ -  جنوبي (۱۳۵۲)
۴۱ -  خيالاتي (۱۳۵۲)
۴۲ -  دشمن (۱۳۵۲)
۴۳ -  زن باكره (۱۳۵۲)
۴۴ -  شورش (۱۳۵۲)
۴۵ -  طاهر (۱۳۵۲)
۴۶ -  غريب (۱۳۵۲)
۴۷ -  غول (۱۳۵۲)
۴۸ -  قربون زن ايروني (۱۳۵۲)
۴۹ -  مردها و نامردها (۱۳۵۲)
۵۰ -  مرواريد (۱۳۵۲)
۵۱ -  نامحرم (۱۳۵۲)
۵۲ -  استوار و پاسبان (۱۳۵۱)
۵۳ -  تپلي (۱۳۵۱)
۵۴ -  تنها مرد محله (۱۳۵۱)
۵۵ -  خانواده سركار غضنفر (۱۳۵۱)
۵۶ -  مهدي مشكي و شلوارك داغ (۱۳۵۱)
۵۷ -  زن يكشنبه (۱۳۵۰)
۵۸ -  كاكو (۱۳۵۰)
۵۹ -  لوطي (۱۳۵۰)

 

بيوگرافي تاجيك

 

تاجيك

 

امان الله تاجیک فرزند حیدر خان یکی از استادان بنام عود و اواز در مایه عرب می باشد و کارمند وزارت نفت که به دلیل علاقه به هنر از کار در اداره برق که در آبادان خدمت می کرد کناره گیری کرد و از جمله هنرمندانی بود که شعرهای پر باری استفاده می کرد او در زندگی خود 2بار ازدواج کرد و حاصل این ازدواجها چند فرزند به نام خاطره مژگان و عباس دارد او در سال 72 در شمال ایران به خاطر مشکلات زیاد اقتصادی و دور شدن از دنیای هنر دار فانی را ودا گفت روحش شاد

 

01_همسر من

02_فریاد

03_دل بیقرار

04_چه کنم

05_میگون

06_نخلستان

07_چه خطائی بود

08_بهونه

09_دنیا دنیا

10_غم

11_کلبه درویشی

12_زورق شکسته

 

بيوگرافي سرهنگ زاده

 

برای دانلود اهنگها روی اهنگ کلیک راست کرده وگزینه... save target As

را انتخاب كنيد

 

۱- گلنار

۲- شبگرد

۳- فال حافظ

۴- نمانده با من

۵- دل که بی یار نمیشه

۶- الهی بمیری ای دل

۷- قصه ی ماهان

۸- قصه ی آشنایی

۹- باتو دنیا قشنگه

۱۰- پیک سحـری

۱۱- نمیری الهی

۱۲- کاش تو هم حال مرا داشتی 

 

 

بيوگرافي تقي ظهوري

 

تقي ظهوري

 

همانطور كه گفته شد   تقی ظهوری در سال ۱۲۹۱ در تهران بدنيا آمد و بعد از به پايان رساندن تحصيلات متوسطه همزمان با ديگر پيش کسوتان تئاتر و سينمای ايران به تحصيل در هنرستان هنرپيشگی تهران پرداخت و جزو اولين گروه از فارغ التحصيلان اين هنرستان گرديد. وی که بازی در تئاتر را از سال ۱۳۱۵ آغاز کرده بود با بازی در فيلم سينمايی واريته بهاری در سال ۱۳۲۸ شمسی به عرصه بازيگری سينما راه يافت. تقی ظهوری با نزديک به ربع قرن فعاليت در سينما در ده ها فيلم سينمايی وارد شد و خود را بعنوان يکی از کمدين های سينما تثبيت کرد. او در اوائل دهه پنجاه بناگاه با نوشتن استعفا از فعاليت در سينما کناره گرفت.
و بعد هم به خانه خدا مشرف شد که آنزمان برخی اين رويکرد را در واقع توبه ظهوری از بازی در سينمای ايران محسوب نمودند. مرحوم تقی ظهوری را در اواخر دهه شصت و اوائل دهه هفتاد در مجالسی که بمناسبت درگذشت هنرمندان در خانقاه صفی عليشاه برگذار می شد، می ديدم. مردمی که بواسطه فيلم های ويديويی ارتباط خود را با سينمای قبل از انقلاب حفظ نموده بودند، برای تقی ظهوری ابراز احساسات نموده و حتی در پايان يکی از اين مجالس ختم و يادبود برخی از دوستداران سينما او را بلند کرده بر روی دوش قرار دادند.

تقی ظهوری آن زمان صورت چروکيده و سيه چرده ای که ناشی از سالمندی بود داشت و بسيار متين و با وقار به کسانی که به مجالس ختم هنرمندان متوفی می آمدند ُخوش آمد می گفت. تقی ظهوری نيز يکی از کسانی است که با نوشتن خاطرات خود اثری گرانبها که حامل گوشه هايی جذاب از زندگی مردم در تهران قديم و موقعيت اجتماعی هنرمندان در آن سالها است، بدست مي دهد. خاطرات تقی ظهوری بسيار نوستالژيک و در نوع خود بی نظير است.

بررسی و درج گوشه های جذاب و دلنشين خاطرات وی بپردازم. تقی ظهوری در سرآغاز خاطراتش تصویری جذاب از تهران هفتاد – هشتاد سال پیش بدست می دهد. تصویری که در ذهن خوانندگان کتب ادبی و داستانی چندان نا آشنا نیست. چرا که بسیاری دیگر از نویسندگان ایرانی مانند جعفر شهری در کتاب تهران قدیم و مشفق کاظمی در رمان تهران مخوف و... چنین تصویر جذاب و دلنشینی از تهران قدیم که بخاطر نمادهای زیبایش همچون باغ های وسیع و رشته قنات ها و مزارع سبزیکاری شده و ماشین دودی و... تصویری جذاب و رویاگونه است، ارائه نموده اند. تقی ظهوری در خاطراتش آورده که در یک خانواده مذهبی و تقریبا پر جمعیت بدنیا آمده است. فرزندان خانواده ظهوری هفت نفر بوده اند که از دو خواهر و چهار برادر شکل یافته بود.

ظهوری می گوید: در محله ای که ما زندگی می کردیم، آدمها همه پاکدل و با صفا بودند، روزهای محرم که می شد روضه می گرفتند، دسته راه می افتاد و از دروازه دولاب (خیابان آبشار فعلی) تا دروازه سید ملک خاتون (میدان خراسان فعلی) صدای عزاداران بلند بود.

در آنزمان خیابان ها مثل حالا نبود. چنارهای بلند دو طرف این خیابان را پوشانده بود و نهر آبی که از آنجا می گذشت لطف و صفائی به محله ما بخشیده بود.

در ادامه ظهوری از به مکتب رفتن و درشگه سواری بدور از چشم درشگه چیان و سایر شیطنت های کودکی از جمله خوردن تخم مرغ های پخته ای که دختران جوان به قصد جادو و جنبل به قبرستان آورده و دفن می کردند، یاد می کند. تقی ظهوری در ادامه خاطراتش از ماشین دودی سواری به قصد زیارت شاه عبدالعظیم، کورس گذاشتن با ماشین دودی بوسیله دوچرخه، متلک پرانی به دختری جوان و کتک خوردن از برادر آن دختر و... یاد می کند.

وی درباره چگونگی آشنای اش با سینما می گوید: آن موقع نه اینقدر سینما باندازه امروز زیاد بود و نه کافه تریا... فقط یک سینما در خیابان اسماعیل بزاز وجود داشت بنام تمدن که یکی از قدیمی ترین سینماهای ایران است و فیلم تماشا می کردیم. فیلم ها دوبله نبود و یکنفر وسط سینما راه می رفت و داستان فیلم را تعریف می نمود. گاهی اوقات چون صدای گوینده خوب نمی رسید، بعضی ها شیشکی می بستند و سوت می کشیدند و فریاد می زدند: کمی بلندتر! و همین مسئله ما را به خنده وا می داشت... نکته مهمی که گفتنش بی مناسبت نیست این است که در گوشه ای از این سینما بساط سیراب و شیردان پهن بود و هر کس که گرسنه اش می شد سیرابی می خرید و می خورد.

یکی دیگر از تفریحات ما سواری با واگن اسبی بود. آن موقع اتومبیل بندرت یافت می شد، و خیابان ها تماما خاکی بود در نتیجه کالسکه و واگن اسبی در خیابان ها حرکت می کرد. مبدا حرکت واگن اسبی از گارماشین شروع می شد و تا سبزه میدان پیش می رفت. قیمت بلیت یک عباسی بود و ما روزهای جمعه وقتی می خواستیم در تهران گردش کنیم سوار واگن اسبی می شدیم و به سبزه میدان می رفتیم. آن موقع سبزه میدان معروفترین جای تهران بود.

در ادامه خاطرات ظهوری مراسم عزاداری در تهران قدیم توصیف شده و ظهوری درباره آن خاطرات جالب توجهی از درگیری میان دستجات عزاداری، و اینکه گاهی نقش نعش بر دوش عزاداران را بازی می کرده و یکبار که بین عزاداران درگیری پیش آمده او را به زمین انداختند! تعریف نموده است.

سپس نگارنده خاطرات از دوران سربازی اش که در عشرت آباد سپری شده یاد می کند که بخش های از جمله مرخصی های هفتگی، فرار از پادگان، و توقیف در شهر توسط دژبانی قابل تامل است.

ظهوری در ادامه آورده است که بعد از پایان دوران سربازی به خدمت وزارت دادگستری (عدلیه) در می آید و این همزمان است با شروع بکار هنرستان هنرپیشگی در تهران.

خود وی در این باره آورده است: در همان ایام به امر رضاشاه محلی جهت ایجاد سالن اپرا و سالن تئاتر شهر انتخاب شد که ساختن آن بطول انجامید اما بلاخره ساخته شد. ریاست این سالن به آقای علی دریابیگی واگذار شد که خود از هنرمندان و هنرشناسان بنام آن زمان بود. دیگر اینکه در این محل سالنی هم برای تعلیم و تربیت هنرپیشه و بازیگر ئئاتر در نظر گرفته شده بود که نام نویسی در آن شرایط تقریبا مشکلی داشت...... من که از اوان تاسیس این محل و بخصوص مدرسه هنرپیشگی در جریان کار بودم و وسوسه بازیگری آنی راحتم نمی گذاشت واضح است که در اولین روزهای اعلام پذیرش داوطلب در صف اول و حتی در اولین ردیف ها جائی داشتم.....

او در ادامه آورده است: در آنزمان بنابه امر رضاشاه کمیسیون پرورش افکار تاسیس شده بود که در آن قسمتی هم اختصاص داده شده بود به هنرستان هنرپیشگی. این هنرستان تحت نظر و ریاست میرزا سید علی خان نصر معاون وزارت اقتصاد آن دوره اداره می شد. این جناب میرزا سید علی خان نصراز جمله هنرمندان و اساتید معروف آن دوران بود که در واقع می توان ایشان را پایه گذار تئاتر ایران دانست، بعدها به تاسیس شرکت کمدی ایران نیز اقدام نمود.

بنابر مندرجات کتاب ظهوری در سال 1317 پدرش را از دست می دهد و سرپرستی خانواده را به عهده می گیرد وی در ادامه پیرامون هنرستان هنرپیشگی آورده است که: در دوره اول من افتخار آشنائی با هنرمندان مشهور و صاحب نامی چون گرمسیری، غلامحسین مفید، صادق بهرامی، مرحوم سارنگ، مجید محسنی، نقشینه، خانم بدری هورفر، مرحوم زلیخا جانبخش، مرحوم عصمت صفوی، مرحوم پرخیده، جمشید شیبانی، محسن دولو، مرخوم منزوی و عده دیگری را که در حود دویست نفری می شدند را داشتم و دیگر هنرمندانی که سمت استادی بر بنده را داشتند عبارت بودند از مرحوم نصر، مرحوم دکتر نامدار ريال مرحوم بایگان، آقای عنایت اله خان شیبانی ريالعبدالحسین نوشین ريالاستاد رفیع حالتی، آقای دکتر نصرسیاح، و....دوره هنرستان که به پایان رسید من و تنی چند از دوستان موفق به اخذ گواهینامه هنرپیشگی شدیم که این گواهی نامه ها طی یک جشن خاص در سالن هنرستان بادست آقای علی منصور نخست وزیر وقت به هنرجویان فارغ التحصیل داده شد که بطبع من نیز از این افتخار بهره ای بردم.

ظهوری در ادامه به ازدواجش با یکی از دختران فامیل پرداخته و سپس به وصف تعزیه هایی که در تکیه دولت برگذار می شد، می پردازد. در خلال روایت این تعزیه به درگیری ها و دعواهایی که بعد یا قبل از آن به وقوع می پیوست می پردازد و از شور و اشتیاق مردم به تماشای این نمایشات و مسائل جانبی آن می پردازد. او منشاء علاقه اش به بازیگری را تماشای نمایشات تعزیه می داند، ضمن آنکه به شیطنت های آن دوران که در اینگونه مراسمات انجام می داده اشاره می نماید.

 تقي ظهوري

 

 

بيوگرافي حسن شجاعي

 

براي دانلود اهنگ روي نام اهنگ كليك كنيد.

 

چه سخته بی عشق

بهار

ای عشق

عزیز مصر

عروسک

 حرف

کبوتر حرم

مرد تنها

پیکر تراش

نیمه شب

قصه عشق

دو تا عشق

 

 

 

 

بيوگرافي داود مقامي

 

 

برای گوش دادن به اهنگهای مقامی روی شماره های زیر کلیک کنید 

 

 

 
 

 

درود بر همه شما

 ترانه ها زير از داود مقامی را به شما تقدیم می كنم.


 
 
 
 

Afsoos

Akhoda

Ashk

Aye To Khali

Aziz Joon

Behesht o Jahanam

Bi Ashena Manam

Dard e Hejran

Del e Man

Divaneh Shodam

Farideh

 


 

Geryeh Che Hasel

Gham e Tanhaei

Ghar Kardeh

Ghased e Eshgh

Ghazal

Ghoncheh e Khandoon

Gorizan

Jodaei

Mansooreh

Mehri

 


 

Mehr o Vafa

Morgh e Eshgh

Morgh e Shab

Nam Nam e Baran

Nooshin Jan

Track 01

Track 02

 



 

بيوگرافي ايرج مهديان

 

 

 در آذر ماه ۱۳۲۵ در شهر سبزوار میان  خانواده ای پر جمعیت به دنیا آمد؛ او پس از

گرفتن دیپلم دبیرستان به تهران آمد و کار هنری  را از سال ۱۳۴۶ به صورت حرفه ای در کانال تلویزیونی ایران به صورت  پخش زنده آغاز کرد. و تا سال ۵۷ کار هنری را ادامه داد که میوه ی این سال ها ۱۲۰ ترانه می باشد.

      بیشتر ما ایرج مهدیان را با ترانه ی «سلام بر عشق » می شناسیم که در سال ۵۲ اجرا شده.اما نخستین ترانه ی این هنرمند«ای دل بنال» یا «می خوام مث دیوونه ها ، سر بکشم تو خونه ها ، بپرسم از همسایه ها ،  رفته کجا اون بی وفا» می باشد.او پس از همکاری یک سال و نیمه ای که با کانال ایران داشت ، به مدت پنج سال در کاباره «مولن روژ » که گرداننده ی آن  آقای «کریم ارباب» بود ، هر شب هنرش را به نمایش می گذاشت. 

      ایرج مهدیان پس از سال پنجاه و هفت ناگزیر به ترک هنر و وطن شد .او اینک در کنار همسرش که بیشتر از سی سال با او در فرازو نشیب زندگی همراه بوده ، در کشور آلمان زندگی می کند

آلبوم اسیر

 

دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ : Download

 

دانلود آهنگ های این آلبوم به صورت جداگانه 

 
 
 

بهترین آهنگ ها

 

دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ : Download

 

دانلود آهنگ های این آلبوم به صورت جداگانه 

 
 
 

آلبوم دخترم

 

دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ : Download

 

دانلود آهنگ های این آلبوم به صورت جداگانه 

 

 
 

آلبوم فانوس

 

دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ : Download

 

دانلود آهنگ های این آلبوم به صورت جداگانه 

 

 

 

 

آلبوم قایقران

 

دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ : Download

 

دانلود آهنگ های این آلبوم به صورت جداگانه 

 
 
 

آلبوم گل مریم

 

دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ : Download

 

دانلود آهنگ های این آلبوم به صورت جداگانه 

 
 
 

آلبوم مروارید

 

دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ : Download

 

دانلود آهنگ های این آلبوم به صورت جداگانه 

 

 
 

آلبوم پسرم

 

دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ : Download

 

دانلود آهنگ های این آلبوم به صورت جداگانه 

 

 

 

 

آلبوم سلام بر عشق

 

دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ : Download

 

دانلود آهنگ های این آلبوم به صورت جداگانه 

 
 
 
 
 

بيوگرافي گلپا

 

گلپا

 

سال 1312 اكبر گلپايگاني در تهران بخش 9 هفده شهريور (سه راه شكوفه) ديده به جهان گشود . او در خانواده يي متولد شده بود كه تمام افراد آن اعم از پدر و برادران ، داراي صدايي مطلوب و خوب بودند، بدينجهت مي توان گفت كه صدا در خانواده او موروثي بوده و چنانكه گفته مي شود پدر بزرگ او نيز از صدايي خوش و رسا برخوردار بوده است . اكبر گلپايگاني از همان دوران طفوليت بنا به توصيه پدر ، به تمرين آواز پرداخت و در تحت توجهات او به اصول موسيقي تا حدودي آشنا شد . او بيش از شش بهار از زندگي اش نگذشته بود كه مادرش را از دست داد و در همان خردسالي ، ضربه هولناكي بر او وارد شد و زندگي او از همين زمان دچار غم و اندوه گشت و خودش در اين باره مي گويد : پس از فوت مادرم ، عده يي از افراد فاميل بر سر ارث مادر بزرگم (مادر مادرم) كه به ما سه برادر بخشيده بود با فاميل اختلاف ايجاد شد.

چيزي نمانده بود كه جانم را از دست بدهم و از خوش اقبالي توسط عده يي از همسايه ها از راه پشت بام نجات داده شدم كه اين موضوع هميشه مانند كابوسي وحشتناك با من بوده و بايد ديد، عده يي براي پول چه كارها كه نمي كنند.  به هر حال اين مسئله به مرور زمان باعث رنجش خاطر وي شده بود و زندگي را برايش جهنم ساخته بود و در همين دوران بود كه براي گريز از اين نارسايي به آواز خواندن پناه مي برد و غم دروني خود را بدين گونه التيام مي بخشيد . به همين دليل ، صداي او از سوزي به خصوص و آوايي دگر برخوردار است .
وي تحصيلات ابتدايي را در دبستانهاي فرهنگ و اقبال شروع نمود و در كلاس چهارم با جهانگير ملك هم كلاس بود و همين امر موجب دوستي و الفتي بين او و ملك شد به طوري كه در اوقات فراغت ، ملك ضرب مي گرفت و او مي خواند . دوران ابتدايي را با هر مشكلاتي كه داشت به سرعت پشت سر گزارد و تحصيلات متوسطه را در دبيرستان هاي بدر و نظام و پس از آن در دانشكده افسري و علوم و سپس كلاس تخصصي نقشه برداري سازمان برنامه را به پايان رساند و پس از آن دوره كارشناسي بانك را ديد ولي در سرش سوداي ديگري داشت ، و شوق ديگري را در دل مي پرورانيد . او عاشق موسيقي ملي و سنتي وطنش بود و شب و روزش با آواز خواندن سپري مي شد ؛ شدت اين اشتياق به حدي بود كه ناگريز كارهاي اداري را هم بعد از چندي رها كرد و به آواز روي آورد .

شهر تهران در آن ايام ، اين چنين بزرگ و پرجنب و جوش نبود و محلي كه اكبر گلپا در آن پا به جهان گذارده بود ، اطرافش تمام صيفي ماري و سرسبز و خرم بود ، به همين سبب او هر روز بيشتر اوقات خود را در اين محل خلوت و آرام مي گذراند و با صدايي رسا ، شروع به آواز خواندن مي كرد و مردم محل بخصوص كشاورزان صيفي كار دست از كار مي كشيدند و دور او جمع مي شدند و از او دعوت مي كردند تا براي ايشان بخواند و او هم با رويي باز و گشاده و خندان و بي ريا براي ايشان مي خواند . اين عمل بارها و بارها تكرار مي شد و او هرگز از تكرار اين كار خسته نمي شد .

گلپا

زندگي او به همين ترتيب سپري مي شد تا اينكه گذارش به منزل مردي بنام حسين يكرنگي كه مردي پاك طينت و درويش و داراي صدايي خوش و پر طنين بود مي افتد، او كه بخوبي به گوشه ها و رديف هاي موسيقي ايراني وارد بود اكبر گلپا جوان را مورد تشويق و تائيد قرار مي دهد و مدت زيادي از آشنايي و آمد و شد او نمي گذرد كه او يك شب با استاد نورعلي خان برومند يكي از مفاخر هنر موسيقي كلاسيك ايراني ، نوازنده چيره دست سنتور و سه تار، در منزل آشنا مي شود و يكرنگي از او مي خواهد كه در حضور نور علي خان قطعه يي از آواز ايراني را اجرا نمايد و او يك قطعه در بيات ترك مي خواند كه استاد برومند از صداي او خيلي خوشش مي آيد ولي چون پختگي و تسلط روي گوشه هاي دستگاه هاي موسيقي ايراني را نداشت تصميم به تعليم وي مي گيرد و حدود نه سال و هشت ماه به طور مداوم وي را تحت تعليم قرار مي دهد و اين مراقبت هاي استاد برومند گلپايگاني را در همه محافل شناساند و خيلي زود به صورت ستاره يي درخشان تابيدن گرفت .

نور علي خان كه خود استاد تار و سنتور و سه تار بود، صداي اكبر گلپا را همراهي مي كرد و تعليم وي ادامه داشت و هنوز استاد برومند براي او آموزش بيشتري را پيش بيني مي كرد كه ناگهان شبي در باغي كه در گلندوك، (يكي از ييلاقات اطراف تهران ، لواسان) ، گلپايگاني و عده يي جمع بودند و علي دشتي نويسنده معروف هم حضور داشته مي خواند، در آن جلسه داود پيرنيا مبتكر برنامه گلهاي جاويدان نيز حضور داشت و بلافاصله براي شركت در برنامه گلها از گلپايگاني دعوت مي كند كه او نيز اين دعوت را بلافاصله قبول نموده ولي نور علي خان مخالفت مي كند و باو مي گويد كم جنبه يي از خود نشان ندهد و زود مجذوب شهرت زمان خود نشود و بر اميال خود پيروز شود و به برنامه آموزشي صحيح خود نزد وي ادامه دهد ولي غرور جواني و افسون اطرافيان گلپايگاني او را از كسب فيض محضر چنان استادي محرومش كرد به طوري كه به نصيحت استاد اهميت نداد و دعوت براي شركت در برنامه گلها را مي پذيرد و همين امر باعث رنجش استاد برومند مي شود و استاد پس از رنجشي كه از وي متوجهش شده بود در نزد عده يي مي گويد حيف كه گلپايگاني صبر نكرد تا از او يك استاد آواز به تمام معني ساخته شود اگر او چند صباحي ديگر به تعليم خود ادامه مي داد از نظر تكنيك خوانندگي و صداي خداداده يي كه داشت يك قرن ديگر هم چنين شخصي در موسيقي ملي ايران ظهور نمي كرد ولي افسوس كه او به تعليم و تعلم خود ادامه نداد .

گلپايگاني اعتقاد دارد كه رديف هاي موسيقي سنتي ايران، به منزله چهار عمل اصلي حساب مي باشد كه بايد هر خواننده آن را بداند، اگر شخصي بخواهد خوب بخواند بايد حتما به رديف هاي تسلط كامل داشته باشد تا بتواند از گوشه هاي ظريف و با حال كه در موسيقي ايراني فراوان يافت مي شود استفاده نمايد و شعر را در قالب آن ريخته با تحريرهاي متنوع و بجا تحويل شنونده دهد .
چند نوار را در مايه افشاري در گلهاي شماره 43 با ويولون حقير و تار فرهنگ شريف ، گلهاي شماره 10 در مخالف سه گاه با همكاري اينجانب، گلهاي رنگارنگ شماره 246 در مايه دشتي همراه با ويولون پرويز ياحقي، برگ سبز 265 در همايون همراه با جليل شهناز و پرويز ياحقي ، گلهاي رنگارنگ شماره 196 ب در ابو عطا، گلهاي شماره 475 در نوا همراه با پيانو شادروان مرتضي خان محجوبي ، گلهاي رنگارنگ شماره 80 همراه با ويولون حبيب الله بديعي مثال مي آورم و وي در رديف شناسي و مدلاسيون كه همان مركب خواني است در سال هاي 1338 الي 1339 با كمال قدرت اجرا و اين رديف ها را وي و من نزد استادان صبا و نورعلي خان فرا گرفتيم و در همين سال ها هم اجرا مي كرديم .

يادم هست در منزل يكي از دوستان دور هم جمع بوديم و در آن جمع مرحوم غلامحسين بنان و اكبر گلپايگاني هم بودند، بنا به خواهش دوستان كه از اين دو خواننده صاحب مكتب به عمل آمد قرار شد كه ايشان به خوانند، بنان و گلپا شروع كردند به خواندن در مايه افشاري و من هم كه ويولون را برده بودم مشغول جواب دادن به آنها بودم و قريب دو ساعت اين دو نفر مركب خواني كردند در نوا تمام گوشه هاي نوا خوانده شد با مدلاسيون بسيار زيبايي گلپا به راست پنج گاه رفت و بنان هم ادامه آن را خواند، من ديدم كه اين دو نفر احتياجي به من ندارند ، اكبر مي خواند ، بنان به جاي من جواب او را با گوشه يي ديگر مي داد ، گفتم : ديگر به ساز من احتياجي نيست و ساز را زمين گذاشتم و در اينجا زنده ياد غلامحسين بنان روي به اكبر گلپايگاني كرد و گفت : نمي دانستم كه شما تا اين حد به گوشه هاي موسيقي سنتي مسلط هستي و به مركب خواني تا اين اندازه وسيع و گسترده تسلط داري . اين حرف بنان بود كه در حضور من به گلپا گفت و اين تائيدي است بر نظريه هايم كه در بالا ذكر كردم .

 

گلپا

01.Darvish.mp3

02.Shabgard.mp3

03.Ashke.Man.mp3

04.Mooye.Sepid.mp3

05.Havase.Meykadeh.mp3

06.Delam.Gerefteh.mp3

07.Shekasteh.mp3

08.Ghahr.o.Naz.mp3

 

 

 

 برای دانلود البومهای استاد گلپا روی نام البوم کلیک کنید

 

Golpa - Aghigh/ -  
Golpa - Avazeh Khan/ -  
Golpa - Barg e Sabz/ -  
Golpa - Chera Aashegh Nabasham/ -  
Golpa - Eshgh/ -  
Golpa - Ghahr o Naz/ -  
Golpa - Gol e Eshgh/ -  
Golpa - Mast e Eshgh/ -  
Golpa - Mast e Mastam/ -  
Golpa - Sargozasht/ -  
Golpa - Shakheh Gol/

 

 

بيوگرافي سلي

 

سلي

 

سُلیمان واثِقی با نام هنرمندی سُلی (زادهٔ ۱۳۲۴) از خواننده‌های سبک پاپ در دوران پیش از انقلاب ۵۷در ایران بود. وی پس از دورانی وقفه در فعالیت هنری، چندین آلبوم و کنسرت در سبک متفاوتی (بیشتر سبک قوامي) ارائه داده‌است

 

سلی در خانواده‌ای مذهبی-عرفانی بزرگ شد. در دانشگاه تهران رشته علوم اجتماعی خواند و در سال ۱۳۴۹ در این رشته دانش‌آموخته شد.

سلیمان واثقی خواندن را با قرآن‌خوانی آغاز کرد و پس از شرکت در برنامه‌های موسیقی و تئاتر دانشگاه در دورهٔ دانشجویی به صحنهٔ موسیقی وارد شد.

هنگامی که سلی در اردوهای دانشجویی می خواند، مسئولان وقت راديو دريا مانند شاهرخ نادری صدایش را شنیدند و کشف کردند. نخستین کارهای رسمی وی روی صفحه ۴۵ دور و دو ترانه "حمدی فیل" و "در اومدی ز خونه" بودند، که در سال ١٣۵۰ (١۹٧١) بر دو روی صفحه ضبط شدند.

سلي

 

سلی در اپرای فتح بابل به رهبری ارکستر اسفنديار منفرد زاده در نقش كاهن بزرگ اجرا داشت. خواندن ترانه‌ای به نام «حمدی فیل» در دوران دانشجویی در كاخ جوانان باعث شهرت او شد.

آهنگ «در اومدی ز خونه» کار دوم او بود که آنها را در برنامه فريدون فرخزاد(میخک نقره‌ای) اجرا کرد. پس از آن سلی در گروه کر اپرای تالار رودكي استخدام شد و تحصیلات علمی موسیقی را آن‌جا آغاز کرد و ادامه داد. سلفژ (نت‌خوانی) را نیز آموخت و ۸ سال تعلیم آواز کلاسیک دید.

 

 

بيوگرافي ميري

 

سیدعلي ميري متولد سال 1315 در شهسوار مي باشد. در سال 1340 از هنرستان هنرپيشگي فارغ التحصيل و به كار تئاتر مشغول شد و در بيشتر از پنجاه نمايش به ايفاي نقش پرداخت. فعاليت در سينما را از سال 1343 به عنوان بازيگر با فيلم «زمزمه ي محبت» آغاز كرد.

در سینمای ایران هیچ گونه لهجه شهرستانی به آن معنی واقعی که میری در فیلم ها به کار می برد، امروزه به کار نمی برند و متاسفانه گر چه زبان فارسی، زبان ملی ماست و ما به این زبان افتخار می کنیم، اما چون لهجه های شهرستانی به جا و به موقع جای کاراکترها استفاده نمی شود و جوانان و نوجوانان مثلا تهرانی، آنچنان با فرهنگ قومیت های ایرانی آشنا نمی شوند و نیستند. کاری که آقای میری انجام داد منحصر به فرد بود و در تاریخ سینمای ایران چون لوحی زرین خواهد درخشید و باعث افتخار سرزمین پهلوان پرور گیلان بوده و خواهد بود.

 

 

آقای میری یکی از استادان تئاتر ایران است. ما اکثرا هنر نهفته آقای میری را فقط در سینما مورد توجه قرار داده ایم اگر در زندگی نامه ایشان دقت کنیم می بینیم که خاک تئاتر بر سر و شانه اش تا آخر عمر پاک نشدنی است. زبردستی میری در سینما مدیون بازی گری در تئاتر بوده است. به عنوان مثال علیرضا خمسه چند سال در تئاتر کار کرده بود یا هنرپیشه هایی که الان هستند چقدر خاک تئاتر را خورده اند؟ به همین دلیل است که خمسه کاراکتر خودش را در زمینه کمدی بودن بعد از چند سال از دست داده و الان فراموش شده است. اما هر سالی که از فیلم های میری می گذرد نسل های جدید تشنه تر به استقبالشان می روند. به نظر شما این چه چیزی را می رساند؟ بغیر از اینکه اصیل بودن هنرمندی چون میری را می رساند؟ آیا چیز دیگری هست؟ در این 27 سال کدام فیلم کمدی شما سراغ دارید که مثل فیلم بده در راه خدا باشد.

میری بغیر از فیلم هایی که مستقیم کمدی بودند، در اکثر فیلم ها طنز تلخی را که نیش دار بودند به بیننده نشان می داد. دوره زندگی میری می توان به سه دوره تقسیم کرد:

1 – دوره ورود، شناخت و بازی در تئاتر

2 – دوره ورود و بازی در فیلم های سینمایی

3 – دوره غربت و دوری از وطن

دوره ورود و شناخت تئاتر توسط میری از زمانی شروع شد که فارغ التحصيل در رشته هنرپیشگی در سال 1340 شد و عشق هنرپیشگی او را زود به اوج رساند. این تنها میسر نمی شد به جز اینکه بیش از 50 بازی نمایش و تئاتر اجرا کند که بشود کسی مانند میری. میری معروف امروز که مورد احترام تمام ملت ایران مخصوصا هنردوستان می باشد.

دوره ورود به سینما را تحولی بزرگ در زندگی میری باید رقم زد. چون در سینما آزادتر از تئاتر و بازی های نمایشی می توانست هنر نهفته خود را ظاهر کند. در کنار هنرمندانی چون زنده یاد محمدعلی در فیلم جوانمرد، با ناصر ملک مطیعی و فریبا خاتمی در فیلم اخم نکن سرکار، با ایرج قادری و وحدت در فیلم ناخدا با خدا، با همایون در فیلم خیالاتی، با رضا بیک ایمانوردی و جمیله در فیلم گل پری جون، با منوچهر صادق پور و فریده نصیری در فیلم آقا مهدی کله پز و با وحدت در فیلم خوشگذران بازی کرد و این چند فیلم به عنوان نمونه از 115 فیلمی که در کارنامه هنری ایشان می باشد انتخاب کردم.

باید گفت که سینمای قبل از انقلاب و بعد از انقلاب در ایران سینمایی به معنی واقعی کمدی مانند کشور های پیشرفته نداشته و نداریم و افسوس می خوریم که اگر قبل از انقلاب سینمای کمدی می داشتیم، این سینما از وجود هنرمندانی گرانقدر چون عباس تفکری، تقی ظهوری، جواد تقدسی، داریوش اسد زاده، غلامحسین بهمنیار، منصور سپهرنیا، عزت الله وثوق، جمشید مهرداد، علی تابش و علی میری استفاده می کرد، خودتان حدس بزنید چه سینمای پر محتوی و خنده و نشاط می توانستیم داشته باشیم. اما متاسفم که دست اندر کاران سینمای ایران با تمام مجموعه شرکت های فیلم سازی و تهییه کنندگان فیلم و سریال به مرض گریه، مراسم های غمگین عزاداری، استرس و بیماری های عصبی در فیلم ها دچار شده اند و به جای اینکه جامعه جوان را به سمت شادی و امید به زندگی داشتن ببرد به سوی نابودی از قبیل جرم و جنایت و اعتیاد می برند.

 

دوره سوم زندگی میری از انقلاب 57 به بعد شروع می شود، در جامعه ای که قدر هنرمند را نمی دانند و هنرمند هر روز وجودش چون شمع می سوزد تا دیگران او را درک کنند و اگر نکردند هنرمند مجبور می شود جلای وطن کند. بلایی که مسئولین هنر بر سر تمامی هنرمندان آوردند و وطن را ترک کردند. متاسفانه آقای میری هم از این موضوع استثناء نبود تا اینکه شبکه های تلویزیونی ماهواره ای سری به سرزمین ایران کشید و با رونق شدن اقتصاد ورشکسته دبی که از قبال مردم ایران پرورش یافته است، میری چون عشق به هنر داشت در لوس آنجلس دوباره به کارهای هنری تبلیغاتی و گاهی وقت ها تئاتری با مرتضی عقیلی و شهناز تهرانی بازی می کرد.

امروزه به علت فشار های اقتصادی آقای میری با وجود اینکه شاید راضی نباشند در فیلم تبلیغاتی املاک نیلی در دبی اجرای نقش می کند، آیا سزاوار است هنرمند یا هنرمندانی از سرزمین پارسیان مانند میری و مرتضی عقیلی که اینقدر کارنامه هنریشان پر بار و درخشان بوده است در سرانه پیری تبلیغاتچی شوند.

میری و امثال میری بدون گناهی که مرتکب شوند و بدون اینکه تصمیم گیرندگان اصلی کشور در سال 57 در مورد هنرمندان تصمیمی بگیرند مورد غضب قرار گرفته اند که حسادت چشمانشان را کور کرده بود و آنان را در غربت رها کردند. امروزه میری وقتی تنهاست فقط با یاد تماشاگرانی که با فیلمهایش می خندیدند خوشحال و اشکی از دور به یاد وطنش و مردمان مهربان و صمیمی اش از گونه هایش می چکد.

و در پایان باید گفت ای جوانان امروز هیچ وقت هنرمندان قبل از انقلاب را فراموش نکنید که گنجینه گرانبهایی می باشند.  

 

بیوگرافی منوچهر وثوق

 

 

 

 

نام اصلي: عباس

نام خانوادگي اصلي: رضایی وثوق

......................................

سمت (در بخش هاي):  

......................................

تاريخ تولد: 1322

محل تولد: تهران

مليت: ایران

......................................

 مدرك تحصيلي: دیپلم 

 

 

 

 

بیوگرافی افت

 

 

 

آفَت (1313 تهران - دی 1385 تهران) یکی از خواننده‌های موسیقی عامه‌پسند ایرانی در دوره پهلوی بود.

آفت در طول سال‌های دهه چهل خورشیدی، همراه با مهوش و شهپر، یکی از سه خواننده عامه‌پسند و پرطرفدار ایران بانو آفت را رقيب مهوش خواننده مردمى كافه هاى تهران مى دانستند. اما لقب بلبل شرق در تئاترها و كافه كاباره ها فقط متعلق به آفت بود. كار خوانندگى را در كافه هاى ساز و ضربى لاله زار شروع كرد

 

آفت خواننده قديمى كه در سال هاى دور به خواننده لاله زارى يا مردمى شهرت داشت با نام اصلى ملوك آنغوز در سال 1313 در تهران به دنیا آمد.و در کودکی پدرش را از دست داد و زندگی سختی را میگذارند و با توه به سن کمی که داشت مجبور شد در یک کارخانه کار کند تا بتواند امورات خود و مادرش را بگذراند.آفت از کودکی عاشق بازیگری و خوانندگی بود وهمیشه صحفه خوانندگان آن دوران را گوش می کرد و برای دوستانش آنها رو اجرا می‌کرد.در نوجوانی مادرش را از دست داد وسرپرستی اش را دایی اش (که بعد ها آفت ترانه بابا کرم را برای وی خواند) به عهده گرفت وبه آفت کمک کرد تا بتواند به رویا هایش جامه واقعیت بپوشاند وابتدا آفت در تئاتر پارس به همراه ستاره های تئاتر آن زمان لرتا ، شهلا و...تئاتر های اجرا کرد که در آن ترانه های در میان پرده ها می خواند ، صدایش بسیار مورد توجه عموم قرار گرفت و اسمش بر سر زبانها افتاد وبه کاباره شبهای تهران دعوت شد که در ان زمان مهوش ستاره نو پا در آنجا می خواند، آفت در بسیار از فیلم ها بازی یا آواز خوانده که می توان از آنجمله آتشپاره تهران ،آقای هفت رنگ و.......نام برد.آفت همچنین در تبلیغ های تلویزیونی هم به‌عنوان یک چهره معروف حضوری فعال داشت که می توان از آنجمله می توان به تبلیغ آدامس خروس نشان که بسیار تیزرش الب بود و همه اونو دوست داشتند نام برد.قاسم جبلی]] یکی از نزدیک ترین دوست های آفت می باشد که این دوستی تا هنگام مرگ آفت هم دوام داشته وترانه های دو صدایی زیادی در گذشته با هم خوانند اند که در دسترس نیستند.

همانطور که می دانید آفت در روزهای آخر عمر مهوش در کنار وی بوده و مهوش وصیتش را به وی کرده(که گویا در مورد تقسیم اموالش بین فقرا ویتیمان بوده).


آفت در اواخر دهه 1340 که برای سفر به آلمان و دیدار پسرش به سوریه رفته بود در آنجا وقتی به اسرار دوستان به زیارت رفته بودند در آنجا توبه کرد ودیگر هیچ وقت نخواند و از عالم هنر کناره گرفت.وبا توجه به اردت خاصی که نسبت به مولای متقیان حضرت علی«ع»داشت به جمع درویشان پیوست و تا هنگام مرگ یکی از درویشان بلند پایه بوده .و کتابی در دست چاپ دارد بنام از فقر تا فقر که هنوز مجوز انتشار نگرفته.آفت بعد از انقلاب درويش شد و در امور خيريه و كمك به مستمندان فعاليت داشت.

از آفت دو پسر به نام هاى حسين و حسن و ۷ نوه و يك نتيجه به جا مانده كه در آلمان زندگى مى كنند.

بانو آفت چند روز پیش در هنگامی که در بستر خواب خوابیده بود دیگر هرگز بیدار نشد و به خواب ابدی و سرای باقی رفت. در سن 73 سالگی چند روز پیش در هنگام خواب در تهران در گذشت.


 آهنگ ها

از آهنگ هاى معروف آفت كه قديمى ها هنوز آنها را زمزمه مى كنند «دم گاراژ بودم»، «مامان»، «كوه نور»، «عشق پوشالى» و «غريبه» را بايد نام برد.


 پیوند به بیرون

بیوگرافی مهوش

 

 

مَهوَش(تولد: سال؟ بروجرد - مرگ: ۱۳۳۹ تهران) یکی از خوانندگان زن ایرانی در سبک موسیقی عامیانه در اوائل سده ۱۴ خورشیدی بود. این خواننده از خوانندگان لاله‌زاری بشمار می‌آمد و از چهره‌های کاباره‌ای تهران بود. مهوش در آغاز در نیمه‌کاباره‌ها برنامه داشت ولی بعدها در نخستین کاباره تهران یعنی کافه جمشید به روی صحنه رفت.

نمایش‌های او بر روی صحنه شمار زیادی از افراد معروف به اوباش را به خود می‌کشید که باعث جنگ و جدال میان این افراد نیز بود. از جمله، بزرگ‌ترین دعوا در کافه جمشید میان گروهی به نام هفت‌کچلان با دیگر اوباش، بر سر مهوش، اتفاق افتاد. مهوش در چند فیلم سینمایی نیز بازی کرد

 

 زندگینامه

مهوش در اوائل سده ۱۴ خورشیدی در بروجرد به دنیا آمد. کودکی را در همین شهر گذراند اما در نوجوانی با خانواده به تهران رفت. وی در تهران به یکی از گروههای موسیقی شاد و محفلی پیوست که به اجرای موسیقی زنده در مجالس عروسی و کافه ها می پرداخت. مهوش بعدها با یکی از اعضای همین گروه به نام حسن زاده ازدواج کرد. حسن زاده نوازنده ویولون بود و بعدها مهوش را در کافه های مختلف همراهی می کرد. صدای خوش و رقص هنرمندانه مهوش باعث شد تا پای وی به کاباره های معروف تهران باز شود. مهوش بعدها به هنرپیشگی در فیلمهای آن زمان (فیلمفارسی) نیز پرداخت که برای وی شهرتی در سطح کشور به دست آورد .[1].


مهوش در یک حادثه رانندگی کشته شد و این خبر رکورد جدیدی از فروش روزنامه در ایران آن زمان را بجای گذاشت.

پس از درگذشت مهوش، معلوم گشت که وی بخش اعظم درآمد خود را صرف نیکوکاری می‌کرده و هزینه ده‌ها کودک یتیم را تقبل کرده بوده.[2]

بازیگری:

آواز:

رقص:

  • ۱ - گل گمشده (۱۳۴۱)

 

پانویس‌ها

  1. ^ وب‌گاه بروجرد
  2. ^ ایران‌بحث

 پیوند به بیرون

 

 

 

 

بیوگرافی شهپر

 

شهپر امیرابراهیمی خواننده قدیمی و مردمی رادیو ایران و بازیگر پرطرفدار تئاترهای خیابان لاله‌زار و سینمای ایران در دهه چهل خورشیدی است. وی در تاریخ ۲ ژانویه ۲۰۰۸ میلادی، (۱۲ دی ۱۳۸۶) در سن هفتادسالگی در شهر مالمو، سوئد درگذشت.[۱]

شهپر در طول سال‌های دهه چهل خورشیدی، همراه با مهوش و آفت، یکی از سه خواننده عامه‌پسند و پرطرفدار ایران به ‌شمار می‌آمد

 

 بازیگری

شهپر در طول سال‌های فعالیت خود در سینمای ایران، در کنار بازیگران معروف وقت سینمای ایران از جمله بهروز وثوقی، پوری بنایی، گوگوش، آذر شیوا، بهمن مفید، پرویز صیاد، تقی ظهوری، میری، عارف، فروزان، فریبا خاتمی، ایرج قادری، منوچهر وثوق و مستانه جزایری ایفای نقش کرد.[۲]


بیوگرافی ایرج قادری

 

ایرج قادری در گذشت

ایرج قادری در اردیبهشت ۱۳۹۱ به دلیل تشدید بیماری سرطان ریه در بیمارستان بستری شد و به دلیل همین بیماری در ساعت چهار صبح ۱۷ اردیبهشت ماه درگذشت.[خاکسپاری ایرج قادری طبق خواست همسرش در همان روز مرگ او (۱۷ اردیبهشت) و در یکی از امامزاده‌های کرج (آرامگاه بهشت سکینه) برگزار شد. طبق وصیت ایرج قادری کلیه هزینه مراسم و یادبود وی به موسسه حمایت از کودکان سرطانی اهدا گردید[۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰تصاویر مجلس ترحیم ایرج قادری با حضور فرزندانش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیوگرافی:

متولد 1314 تهران
مدرک تحصیلی: تحصيلات ناتمام در رشته داروسازي
آغاز فعالیت سینمایی: از سال 1334 با بازي در فيلم « چهار راه حوادث » (ساموئل خاچيكيان)

......................................................

مجموعه آثار:

- چشمه آب حيات (۱۳۳۸)
- ماجراي جنگل (۱۳۳۹)
- گلي در شوره زار (۱۳۴۰)
- ور پريده (۱۳۴۱)
- تار عنكبوت (۱۳۴۲)
- نيرنگ دختران (۱۳۴۳)
- بن بست (۱۳۴۳)
- فرياد دهكده (۱۳۴۴)
- مأمور دو جانبه (۱۳۴۵)
- داغ ننگ (+ کارگردانی، ۱۳۴۴)
- دو انسان (۱۳۴۵)
- ليلاج (+ کارگردانی، ۱۳۴۵)
- شاهراه زندگي (+ کارگردانی، ۱۳۴۷)
- بسترهاي جداگانه (+ کارگردانی، ۱۳۴۷)
- سوگند سكوت (+ کارگردانی، ۱۳۴۸)
- رابطه (+ کارگردانی، ۱۳۴۸)
- سكه شانس (فقط کارگردانی، ۱۳۴۹)
- خشم عقابها (+ کارگردانی، ۱۳۴۹)
- نقره داغ (+ کارگردانی، ۱۳۵۰)
- جان سخت (+ کارگردانی، ۱۳۵۰)
- براي كه قلب ها مي تپد (+ کارگردانی، ۱۳۵۰)
- عطش (+ کارگردانی، ۱۳۵۱)
- اتل متل توتوله (+ کارگردانی، ۱۳۵۱)
- بيقرار (+ کارگردانی، ۱۳۵۲)
- بي حجاب (+ کارگردانی، ۱۳۵۲)
- قفس (+ کارگردانی، ۱۳۵۳)
- موسرخه (فقط بازیگری، عبدالله غیابی، 1353)
- هوس (+ کارگردانی، ۱۳۵۴)
- هدف (+ کارگردانی، ۱۳۵۴)
- رفيق (+ کارگردانی، ۱۳۵۴)
- سينه چاك (+ کارگردانی، ۱۳۵۵)
- بيدار در شهر (+ کارگردانی، ۱۳۵۵)
- بت (فقط کارگردانی، ۱۳۵۵)
- سرسپرده (+ کارگردانی، ۱۳۵۶)
- دو كله شق (+ کارگردانی، ۱۳۵۶)
- حكم تير (+ کارگردانی، ۱۳۵۶)
- پشت و خنجر (+ کارگردانی، ۱۳۵۶)
- برادر كشي (+ کارگردانی، ۱۳۵۷)
- لبع تیغ (فقط بازیگری، کامران قدکچیان، 1357)
- دادا (+ کارگردانی، ۱۳۶۱)
- برزخي ها (+ کارگردانی، ۱۳۶۱)
- تاراج (فقط کارگردانی، ۱۳۶۳)
- مي خواهم زنده بمانم (فقط کارگردانی، ۱۳۷۳)
- نابخشوده (فقط کارگردانی، ۱۳۷۵)
- پنجه در خاك (فقط کارگردانی، ۱۳۷۶)
- طوطيا (فقط کارگردانی، ۱۳۷۷)
- شهرت (فقط کارگردانی، 1378)
- سام و نرگس (فقط کارگردانی، ۱۳۷۹)
- چشمان سياه (فقط کارگردانی، ۱۳۸۱)
- آكواريوم (+ کارگردانی، ۱۳۸3)
- محاكمه (+ کارگردانی، ۱۳۸۵)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیوگرافی اذر شیوا

 

 

نام:  آذر شیوا

تاریخ تولد: 1319

...............................................

- متولد سال 1319 در تهران

- دارای مدرک تحصیلی فوق دیپلم پرستاری

- فعالیت در رادیو (1337)

- فعالیت در زمینه دوبله (1338)

- کناره گیری از فعالیت های سینمایی در اعتراض به شرایط حاکم بر سینمای ایران (1350)

آهنگ دهکده (1340)

پرستوها به لانه باز می گردند (مجید محسنی - 1342)

قهرمان قهرمانان (سیامک یاسمی - 1344)

چرخ فلک (صابر رهبر - 1346)

زیر گنبد کبود (1346)

سلطان قلبها (محمدعلی فردین - 1346)

روسپی (عباس شباویز - 1348)

قصر زرین (محمدعلی فردین - 1348)

یاقوت سه چشم (1349)

درختها ایستاده می میرند (1350)

 

بیوگرافی بهمن مفید

 

 

زندگی نامه بهمن مفید

متولد 1321 در تهران. فارغ التحصيل رشته تئاتر از دانشكده هنرهاي دراماتيك. مفيد بازيگري در تئاتر را از كودكي آغاز كرد و در نمايشنامه هايي كه پدر و برادرش كارگرداني مي كردند، روي صحنه رفت. او بازيگري سينما را از سال 1348 و با فيلم «قيصر» (مسعود كيميايي) آغاز كرد.

 

 

 

 

 

 

بیوگرافی داریوش

 

 

 

داریوش اقبالی از خود می گوید:


15 بهمن 1329 در تهران به دنیا آمدم و از سال 1349 بصورت حرفه ای وارد دنیای هنر شدم. از همان آغاز تمام سعی و تلاش من بر این بوده که در حد توانم، زبان احساسات هموطنانم باشم؛ هر چند که در این راه مورد تفتیش و بازداشت قرار گرفتم و با فراز و نشیب های فراوان مواجه شدم.

پس از انقلاب اسلامی و به دنبال کشتار، خونریزی، و خفقان حاکم بر سرزمین ام، مجبور به ترک وطن شدم. از آن زمان تا حال، در سفری بی انتها، میکوشم در کنار هموطنانم سرود ایرانی آزاد را همصدا شوم. گذری کوتاه به کارنامه 35 ساله ام، نمایانگر فلسفه و پایه تفکرم در انتخاب راهی که در پیش گرفته ام می باشد.

از سال 2000 دامنه فعالیت های خود را گسترده تر کردم تا پیام بهبودی را به گوش هموطنانی که از بیماری اعتیاد رنج می برند برسانم، و توجه جامعه ایرانی خارج از کشور و سازمان های بین المللی را به آسیب های اجتماعی حاکم بر ملت ایران جلب کنم. هموطنانی که می سوزند تا زندگی کنند، و زندگی می کنند تا بسوزند.

امید دارم که در طلب آزادی و آرامش، و با پیام عشق و بهبودی، وطن را دوباره بسازیم؛ اگر چه با خشت جان خویش.
 

 

بیوگرافی داریوش
 
بدون شک او پدیده ای درتاریخ موسیقی ایران است،ترانه های داریوش از خواسته ها و افکار مردم ایران در سه دهه اخیر متاثر گشته.داریوش افسانه است.اویکی از هزاران خواننده ایست که در دوران معاصر چون ستاره میدرخشد.ترانه های او در ارتباطی نزدیک با رنج و خوشی زندگی متداول ایرانیان است،مردمانی سختی کشیده و دوستدار آزادی.او با بیانی ژرف و بدور از اغراق به بیان احساسات ایرانیان می پردازد. موسیقی او همانند شعراش دارای نظم است،احساسات ژرف و عمیق،از اینرو ترانه های داریوش درقلب مردم جای دارد.
داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی درتهران بدنیا آمد.اوسالهای اولیه عمر خود را در میانه،کرج و کردستان سپری کرد.استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولین بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی توسط حسن خیاط باشی از تلویزیون ایران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه و جاوید"بمن نگو دوست دارم"درقلب مردم جای گرفت.اوبا پیدایش عصر بی همتای سبک نوین موسیقی ایران همدوره بود.

داریوش هرگز با عقاید تحمیلی به اجتماع خود سازگار نبود،ترانه های او حاصل اشعار و موسیقی انسانهایی وارسته چون شاملو،نادرپور،جنتی عطایی،قنبری وبیات است.این موضوع سبب گشت تا ترانه های او در رابطه با عشق،صلح،آزادی و عدالت سروده شوند.پس از انقلاب دیگر عرصه ای برای داریوش و هنرش نبود ازاینرو وی از سرزمین مادری خود کوچ کرد.
کارهای او شامل بیش از ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است.داریوش کنسرتهای بیشماری را در تالارهای بزرگ جهان چون notably Wembley (لندن)،Carnegie Hall (نیویورک)، Kennedy Center (واشنگتن دی سی )، Koncertos (استکهلم )، Greek Theater )لس انجلس)و Universal Amphitheater (لس آنجلس)به اجراء درآورده است.
داریوش در هنر عکاسی نیز صاحب سبک است،همچنین در دو فیلم سینمایی "یاران" و "فریاد زیرآب" نیز ایفای نقش نموده.ترانه ها و پیامهای داریوش بسیار جلوتر از تفکرات عصر اوست.

حتی جهان عرب نیز با سبک غنی داریوش آشناست و ترانه های او را پذیرفته است،در فستیوال موسیقی،فیلم ورسانه های تصویری که چندی پیش در بحرین برگذار شد داریوش بعنوان نماینده سبک معاصر و منحصر بفرد موسیقی ایران این سبک را به جهان معرفی کرد و برنده بالاترین نشان صلح گشت. وی در مراسم اختتامیه این جشنواره ندای آزادی را بخصوص برای سرزمین مادری خود ایران، سرداد.
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیوگرافی سعید راد

 

 

 

 

نام: سعید راد

تاریخ تولد: 1323............................................... 

- متولد سال1323 در تهران.

- دارای مدرک تحصیلی دیپلم.

- فعالیت هنری با فیلمهای تبلیغاتی (1349)

- فعالیت هنری با خوانندگی (1338)

- شروع فعالیت در سینما با بازی در فیلم « فاتحین صحرا »

- شروع مجدد فعالیت بازیگری از سال 1381 با فیلم « دوئل »